عمریست دلم چون صید در بند شده / ای دوست مگر قیمت دل چند شده ؟ / سنگین شده سایه ات ، کجایی / نکند ، یارانه ی عشق هم هدفمند شده ؟
.
.
.
سخت است وقتی از بغض ، گلو درد میگیری و همه میگویند لباس گرم بپوش .
.
.
.
سری را که درد نمیکند دست مال نمیبندند ، اما سر من درد میکند برای دستی که مال تو باشد .
.
.
.
مشکل از تو نبود ، از من بود ، با کسی حرف میزدم که سمعک هایش را پیش دیگری جا گذاشته بود .
.
.
.
می توان از آب و از نان ، و از جان خود حتی گذشت / ممکن اما نیست مجنون بود و از لیلا گذشت / عاشقان را جامه ای پوشیدنی جر چشم نیست / یا ز خیر عشق یا میباید از دنیا گذشت .
.
.
.
همین که یاد ما هستی دمت گرم / همین که مرهم دردی دمت گرم / در این دنیا که مردم بی وفایند / همین که با وفا هستی دمت گرم .
.
.
.
تو را چون آب دریا دوست دارم / به قدر خواب و رویا دوست دارم / سرکاری ! همه اینها دروغه / تو را من بیش از اینها دوست دارم .
.
.
.
دروغگو ، تو مگه نگفته بودی ستاره ی من فقط تویی ؟
حالا میبینم اون بالا داری باعث درخشیدن بقیه ی ستاره ها هم میشی !
.
.
شاخه گلت سالها بود در میان دفترت خوابیده بود ، بی اجازت امروز بیدارش کردم !
.
.
در خلوت من نگاه سبزت جاریست! این قست بی تو بودنم اجباریست
.
.
سرمای نبودنت بدتر از سرمای زمستان است ، به لرزه انداخته چهار ستون دلم را .
.
.
.
خوشبختی من پیدا کردن "تو" از میان این همه ضمیر بود .
.
.
.
دوست داشتنت معادله ایست که نفسهایم را اثبات میکند .
.
.
.
تو با آواز خود شب را شکستی / ولی من بی دریچه مانده ام باز
هوای پر زدن هایم کجا رفت ؟ / ز یاران باز هم جا مانده ام باز . . .
.
.
خداوند ، گوش ها و چشم ها را در سر قرار داده است تا تنها سخنان و صحنه های
بالا و والا را جستجو کنیم . . .
.
.
دلم می خواست سقف معبد هستی فرو می ریخت پلیدی ها وزشتی ها به زیر خاک
می ماندند ، بهاری جاودان آغوش وا می کرد جهان در موجی از زیبایی و خوبی شنا می کرد . . .
.
.
.
دلتنگم و جز روی خوشت در نظرم نیست / در گیتی و افلاک به جز تو قمرم نیست / با عشق تو شب را به سحرگاه رسانم / بی لذت دیدار تو شب را سحرم نیست .
.
.
.
چه جمله ی عجیبی است "دوستت دارم" ، هر کسی میگوید ، عاشقتر میشود و هر کسی میشنود بی تفاوت تر !
.
.
.
کوچه ای را بود نامش معرفت / ساکنینش بامرام از هر جهت / گرچه بن بست بود مثل قلب من / آخرین خانه تو بودی خوب من .
.
.
.
هوایت دستان سنگینی داشت ، وقتی به سرم زد فهمیدم !
.
.
.
از فکر من بگذر خیالت تخت باشد / من می تواند بی تو هم خوشبخت باشد / این من که با هر ضربه ای از پا در آمد / تصمیم دارد بعد از این سرسخت باشد / تصمیم دارد با خودش ، با کم بسازد / تصمیم دارد هم بسوزد ، هم بسازد .
.
.
.
به خدا بگو خط و نشان دوزخش را برایم نکشد ، جهنم تر از نبودنت جایی را سراغ ندارم .
.
.
.
آهسته گفت خدا نگهدارت و در را بست و رفت ، آدمها چه راحت مسئولیت خود را به گردن "خدا" می اندازند .
.
.
.
برایم دعا کن ! اجابتش مهم نیست ! نیاز من آرامشی است که بدانم تو به یاد منی .
.
.
.
خواهم ز خدا خسته و درمانده نباشی / محبوب خدا باشی و شرمنده نباشی / ای دوست الهی در این عالم هستی / سرزنده بمانی و سرافکنده نباشی .
.
.
.
اینجا مهم نیست کجاست ، بی تو همه جا دور است !
.
.
.
زندگی شبیه شعریست ، قافیه هایش با من ، "تو" همیشه "ردیف" باش .
.
.
.
عشق بازی کار فرهاد است و بس / دل به شیرین داد و دیگر هیچکس / مهر امروزی فریبی بیش نیست / مانده ام حیران که اصل عشق چیست ؟
.
.
.
اینجا جاییست که پشت هر دوستت دارم هم نوشته است ساخت چین !
.
.
.
الهی من فدات بشم ، انگشتر طلات بشم / وقتی چشاتو تاب میدی ، مردمک چشات بشم .
.
.
.
جلد گرفته ام عشقم را با خیال و خاطره ، مبادا که تا بخورد حتی گوشه ی احساسم زیر دست این همه تنهایی .
.
.
.
هزار بار هم از این دنده به آن دنده شوی فایده ندارد ! این تخت خواب "آغوش" کم دارد .
.
.
.
همیشه واسه گلی خاک گلدون باش که اگه به آسمون هم رسید ، یادش باشه ریشش کجاست .
.
.
.
ارزان تر از آنچه که فکرش را بکنی بودی ، اما برای من گران تمام شدی .
.
.
.
دلتنگی من تمام نمی شود ، همین که فکر کنم من و تو دو نفریم دلتنگتر میشوم برای تو .
.
.
.
گفته باشم ! من درد میکشم ، تو اما چشم هایت را ببند ، سخت است بدانم می بینی و بی خیالی .
.
.
.
مثل تقدیر پرستوی سراسیمه ی عشق / پشت دیوار دلم از همه محبوبتری .
.
.
.
رنج دوری ، یاد یاران کار ماست / یک پیامک حکم یک دیدار ماست .
.
.
.
وقتی به آسمان نگاه میکنم خوشحال میشم چون با وجود فاصله ها ، زیر یک آسمونیم !
.
.
.
آدمها را دوست دارم ، همانهایی که بدی هیچکس را باور ندارند ، همانهایی که برای همه لبخند دارند ، همانهایی که بوی ناب انسانیت میدهند ، و من باور دارم که تو از همانهایی .
.
.
.
هر روز این عشق یک طرفه را طی میکنم ، یکبار تو هم گامی بدین سو بردار ، نترس ، جریمه اش با من !
.
.
.
گروه خونی ام "تو" ی مثبت است !
.
.
.
کوچ پرنده به من آموخت وقتی هوای رابطه سرد است ، باید رفت .
.
.
.
وقتی خداحافظی میکنیم چه انرژی عظیمی می خواهد کنترل اولین قطره ی اشک برای نچکیدن .
.
.
.
به بودن ها دیر عادت کن و به نبودن ها زود ، آدمها نبودن را بهتر بلدند .
.
.
.
این روزها دلگرمی میخواهم وگرنه چیزی که زیاد است سرگرمی .
نظرات شما عزیزان: